مامان الان نزدیک ۴ ماهه که پیشم نیستی من نمیدونم الان کجایی
ولی اینو خوب میدونم که من تنهاترینه عالم شدم بیچاره ترینم مامان مامان گاهی اونقدی خسته میشم که صبرم لبریز میشه بعد اونقد نبودنت بهم فشار میاره که مثل بچه ها بهونه گیرو نق نقو میشم مامان کاش منو با خودت ببری مامان میدونی چقد دلم میخواد ی دل سیر باهم حرف بزنیم از همه جا و همه چی بگیم میدونی چقد دلم میخواد بگی امروز ناهار بیا اینجا بعد من بگم مرسی ناهار دارم بعد بگی فردا بخور بیا اینجا مامان دلم لک زده برا دستپختت برا روزای بودنت که بیدا
برچسب:
نویسنده: مهسا امیری
برچسب:
نویسنده: مهسا امیری
برچسب:
نویسنده: مهسا امیری
برچسب:
نویسنده: مهسا امیری
همين چند مين پيش ك مستر جان داشت باهاش بازي ميكرد جان دلم صدا دار خنديد
قربونش برم من
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
برچسب:
نویسنده: مهسا امیری
برچسب:
نویسنده: مهسا امیری